تبليغاتX
wellcom to qoloch
به قلوچ سرزمین سبز خوش آمدید اجتماعی فرهنگی سیاسی
در واکنش به شروع شدن دوباره کشتار سیستماتیک هزاره های کویته، امروز دو شنبه 2/4/2012م، اعضای بخش طبقه اناث حزب هزاره دموکراتیک، با برگزاری تظاهراتی اعتراضی و نمادین در مقابل پارلمان ایالتی پاکستان، در حینیکه جلسه پارلمان جریان داشت و قاضی القضات (افتخار چوهدری) پاکستان نیز در کویته آمده و در ساختمان ایالتی قوه قضاییه، روبروی ساختمان پارلمان جلسه داشت، چوری های شانرا از دست های شان کشیده و با پرتاب بر دروازه ساختمان پارلمان و بستن به آن و گفتن اینکه اگر از مردم ما حفاظت نمی توانید، این چوری های را به دست های تان نموده و در خانه های تان بنشینید، اعتراض شدید شانرا بیان کردند. آنها با فریاد و بلند کردن پلاکارت ها خشم شانرا ابراز داشتند، که تروریستان بزدل قبل از این مردان را کشتار می کردند، اما اینک کشتار زن ها را نیز، که نشان از بی غیرتی و بزدلی شان است، شروع کرده اند، ولی اعضای پارلمان باز هم خاموش اند و بجای اجرای وظیفه شان در قبال هزاره ها و تامین امنیت آنها، خاموشانه به آن نگاه می کنند...

دیروز نیز حزب هزاره دمکراتیک یک جلسه ای بزرگ تعزیتی را در علی آباد برگزار کرده بود، که در آن تعداد کثیری از مردم شرکت کرده بودند. در جلسه دیروزی سخنرانان جلسه مجموعا در ضمن محکوم نمودن عمل زشت تروریستان و نا اهلی حکومت وقت و نیروهای انتظامی، پیرامون علت های کشتار هزاره ها در کویته نظرات شانرا بیان کردند. سخنرانان تاکید کردند، که ایچ دی پی یک حزب سیاسی است و وظیفه دارد، تا شعور سیاسی مردم خویش را با آگاه کردن آنها از جریان های جاری، بلند ببرد. همچنان سخنرانان تاکید کردند، که مردم باید آگاهانه با موضوع برخورد کنند و نگذارند که کسانی از مردم ما به خاطر اهداف خاص خود شان به حیث چوب سوخت استفاده کنند و یا کسانی نا آگاهانه و بدون معرفت از وضعیت، مردم ما را در یک جنجال و مشکلات بزرگتر گرفتار کنند. بر علاوه، سخنرانان طرح شان را در مورد اتحادی که با حقایق روز، سازگاری دارد بیان کردند، آنها یاد آور شدند که اتحاد به معنی واقعی اش، باید به شکل تقسیم کار و سپردن کار به اهل کار صورت بگیرد. اگر هر کس در جای خودش وظیفه اش را به درستی انجام دهد و منافع علیای مردم را جداً در نظر بگیرد، اتحاد به شکل واقعی اش، شکل گرفته است و این راه و روش اتحاد می تواند، زمینه های بیرون رفت، مردم ما را تا اندازه ای از مشکلات کنونی مساعد سازد...

قابل یادآوریست که به اتهام، به شهادت رساندن دو تن از جوانان معترض مردم ما و زخمی کردن تعداد دیگر شان، که در روز به شهادت رسیدن شهدای 29/3/2012م، توسط پولیس به وقوع پیوست، ریس پولیس ناحیه بروری با تلاش بزرگان هزاره از کارش برکنار شده است و قرار است بر ضد وی، بخاطر اینکه چرا اجازه شلیک نمودن بر روی معترضان آرام را داده است، به شکل قانونی برخورد صورت بگیرد. از طرف دیگر تا هم اینک متاسفانه سه تن از جوانان معترض رها نشده اند.

+ نوشته شده در  2012/4/3ساعت 0 AM  توسط fareed bostani  | 

اگر توانستی قلبم را بدون لمس تنم از آن خود کنی !.!.!

تمام وجودم ارزانی تو باد ...

+ نوشته شده در  2012/3/30ساعت 0 AM  توسط fareed bostani  | 

براي خريدن عشق هر كس هرچه داشت اورد ديوانه هيچ نداشت و گريست (گمان كردند چون هيچ ندارد مي گريد) اما هيچكس ندانست كه قيمت عشق اشك است و قيمت اشك عشق


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2012/3/30ساعت 0 AM  توسط fareed bostani  | 

با خداوندت زندگی کن.او دلیل زندگی توست.
بدان که تنها با خانواده و یا همسرت زندگی نمیکنی٬
به این ترتیب هرگاه احساس کردی که آنها آنقدر که باید٬کامل نیستند
و یا آنقدر که میپنداشتی عالی نیستند٬
زندگی برایت تیره و تار نمیشود و روزگار برایت به پایان نمیرسد.
... بدان که در هرحال٬حتی اگر از جانب عزیزترین کسانت هم ظلم و حتی خیانت ببینی٬
باز هم دنیا به آخر نرسیده٬
دنیای تو آنقدر بزرگ است و خدایت آنقدر مسیرها پیش رویت باز گذاشته
که هرگز به بن بست نرسی.
خداوندی که تو او را می پرستی و جز او هیچ کس خالی از عیب نیست
و شاید براستی تنها اوست که لایق پرستش و عشق زلال توست.
آنقدر بزرگ است که با درک گوشه ی کوچکی از عظمتش
می توانی درک کنی که چه بسیار بر مسائل حقیر جنجال کردی٬
اشک ریختی و در نهایت هیچ کدامشان پایدار نبودند ....
و اساسا هیچ چیز در این دنیای فانی ارزش اینرا ندارد که بر اثرنبودش٬
تو امید و شور زندگی ات را از دست دهی.
دلیل زندگی ات را آنقدر بلند قرار بده که به این راحتی ها افول نکند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2012/3/30ساعت 0 AM  توسط fareed bostani  | 

«میگویند آن گاه که یوسف در زندان بود، مردی به او گفت: تو را دوست دارم.

یوسف گفت: ای جوانمرد ! دوستی تو به چه کار من آید؟ از این دوستی مرا به بلا افکنی و خود نیز بلا بینی! پدرم یعقوب، مرا دوست داشت و بر سر این دوستی، او بیناییاش را از دست داد و من به چاه افتادم.

زلیخا ادعای دوستی من کرد و به سرزنش مصریان دچار شد و من مدتها زندانی شدم. اینک! تو تنها خدا را دوست داشته باش، تا نه بلا بینی و نه دردسر بیافرینی ».

+ نوشته شده در  2012/3/30ساعت 0 AM  توسط fareed bostani  | 

+ نوشته شده در  2011/12/9ساعت 0 AM  توسط fareed bostani  | 

عيد قربان، جشن رهيدگي از اسارت نفس و شكوفايي ايمان و يقين بر همه مسلمانان مبارك باد !

صدای پای عید می آید. عید قربان عید پاک ترین عیدها است عید سر سپردگی و بندگی است. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.

و اکنون در منايي، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده اي اسماعيل ...تو کيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟

اين را تو خود مي داني، تو خود آن را، او را – هر چه هست و هر که هست – بايد به منا آوري و براي قرباني، انتخاب کني، من فقط مي توانم " نشانيها " يش را به تو بدهم:

آنچه تو را، در راه ايمان ضعيف مي کند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" مي خواند، آنچه تو را، در راه "مسئوليت" به ترديد مي افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگي اش نمي گذارد تا " پيام" را بشنوي، تا حقيقت را اعتراف کني، آنچه ترا به "فرار" مي خواند آنچه ترا به توجيه و تاويل هاي مصلحت جويانه مي کشاند، و عشق به او، کور و کرت مي کند ابراهيمي و "ضعف اسماعيلي" ات، ترا بازيچه ابليس مي سازد. در قله بلند شرفي و سراپا فخر و فضيلت، در زندگي ات تنها يک چيز هست که براي بدست آوردنش، از بلندي فرود مي آيي، براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل توست، اسماعيل تو ممکن است يک شخص باشد، يا يک شيء، يا يک حالت، يک وضع، و حتي، يک " نقطه ضعف"!

اما اسماعيل ابراهيم، پسرش بود!

عید سعید قربان را به همه مسلمانان جهان بخصوص مردم شریف افغانستان تبریک میگویم !

+ نوشته شده در  2011/11/5ساعت 11 AM  توسط fareed bostani  | 

عید قربان، یادآور زیباترین نمونه تعبد انسان در برابر خداوند متعال است. عيدمبارك

+ نوشته شده در  2011/11/5ساعت 11 AM  توسط fareed bostani  | 

سیمین بارکزی با آنکه آخرین لحظات زندگی را می گذرارند و حالت سخت ودشواری دارد ، توانست که یکعده وجدان ها را بیدار سازد.
بیداری وتکانه در دل انسانی های ا ین سرزمین انقدرسخت که شاید یکی از سخترین کاری در نوع فعالیت اجتماعی افراد باشد ، زیرا که جعرافیای که در آن جنگ، خشونت، تجاوز ، قتل وهزاران جرم وجنایت دیگر به شکل یک چیزی عادی قلمداد شود یقینا که اینگونه افراد سنگ دلتر ، بی عاطفه و دارای احساسات سنگین وسخت است که می شود دربسا موارد مشاهده کرد.
اعتصاب غذایی خانم سیمین بارکزی توانسته است که جامعه مدنی افغانستان و یکعده نهادهای دیگری رااز خواب غفلت وبی تفاوتی برهاند و متوجه وضعیت برحالش سازد که در کناری این نهادها عده ای ا ز دانشجویان نیز با این نهاد یکجا شده و حمایتشان ار خانم بارکزی اعلان دارد.
هر جامعه وملت که قلمها ا زکار بیفتد ، فاتحه آن جامعه را باید خوانده باشی و حساب که رویش باز شده بود دوباره مسدودش کنی که این روند در افغانستان دارد جان میگرد و آهسته آهسته نهادها و افراد آگاه که تحت تاثیر سیاست مکدر ارگ نیشینان فرار نگرفته است ، هر روز بیشتر انعکاس وتجلی بیشتر می یابد.
سرانجام بعدا زده روز اعتصاب عذایی خانم بارکزی سبب شده که اقای معنوی که یکتن از افرادی که به گفته ای خانم بارکزی اگر اتفاق برایش بیقتد مسول مرگش هست ، لب به سخن گشوده و اظهار داشت که اگر خواسته باشید ، پرونده ی خانم بارکزی را یکباری دیگر مورد باز نگری قرار می دهم، که این لب گشودن اقای بارکزی شاید فال نیک باشد برای انعده افراد که تاهنوز صدای اعتراضی مدنی خانم بارکزی را نشینیده است.
بازهم منتظر می مانیم تا بیبینم که تا چی اندازه این فریادهای به گوش مقامات درجه یک مسول می رسد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2011/10/14ساعت 12 PM  توسط fareed bostani  | 

الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی, همدردی کنم. بیش از آنکه مرا بفهمند, دیگران را درک کنم. پیش از آنکه دوستم بدارند, دوست بدارم. زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم و در مردن است که حیات ابدی می یابیم.

+ نوشته شده در  2011/10/14ساعت 12 PM  توسط fareed bostani  |